Saturday, June 27, 2009

خوب من غصه نخور اینا بهونه ی دله , بی تو بودن کار من نیست خیلی خیلی مشکله


تو هم بی من شبا بی تابی از عشق؟
برای دیدنم می خوابی از عشق؟
تو هم بی من شبا سنگینه قلبت؟
برای دیدنم میمیره قلبت؟
تو هم از دار دنیا غصه داری؟
تو هم در چشمهایت گریه داری؟

بیا


زیباترین نسیم
زیباترین ستاره های دشت در کویر
زیباترین ترانه ی شبهای عاشقی
زیباترین بهانه ی چشمان پرامید
در دست های توست
در چشمهای تو
آنرا به من سپار
من چون فرشته ای
هر شب به یاد تو
در آسمان زندگی گل بوسه می نهم
بر چشمهای تو
بر دستهای تو
هر شب برای تو
آری دعا کنم
صد جام اشک را
بعد از نماز چون
رودی روان کنم
آری فرشته ام
اما بدان عزیز
حتی فرشتگان
روزی خطا کنند
بد کرده ام عزیز
اما مرا ببخش
دستان خویش را
بر دست من ببخش
آری بیا که من
با یاد تو هنوز
اینجا نشسته ام
چشم امید بر
راه تو بسته ام
آری بیا عزیز

Wednesday, June 24, 2009



شبها بی اجازه با نامت عشق بازی می کنم
سر در آغوشت می گذارم و عقده های دل می گشایم
نامت را صدا می زنم و بر لبانت٫دستانت و همه ی جسم و جانت بوسه می زنم
آنگاه صدایت در گوشهایم طنین انداز می شود
صدایم می کنی
مریم! عزیزم! مریم جان!
و فریاد می زنم:جان مریم! مریم به فدایت!عزیز دلم!چه می خواهی؟
لبخند می زنی و می گویی:
هیچ عزیزم.می خواستم اسم زیبایت را صدا کنم تا جواب دهب و صدای قشنگت را بشنوم
و این بار
این منم که بارها و بارها نامت را صدا می زنم
لبخند می زنی٫دستی بر سرم می کشی و لبانم را که تشنه ی بوسیدنند؛می بوسی.
مرا در آغوش می کشی و محکم بر سینه می فشاری
آه که چقدر آرامش بخش است
آن هنگام که سر بر شانه ات می گذارم
و تو از سر محبت دست بر سرم می کشی و نوازشم می کنی
و چقدر دوست داشتنی است گرمای صدایت
آن هنگام که صدایم می زنی و اسم من بر لبانت جاری می شود
نامم را دوست دارم
چون بهانه ایست
برای شنیدن صدای زیبایت
پس صدایم کن


Tuesday, June 9, 2009

دیده امشب غریب و بارانیست

دیده امشب غریب و بارانیست
گاه گاهی بروی ساعت هاست
در دل بی قرار شب گردم
باز شوری و آتشی برپاست
امشب انگار جشن افلاک است
در دل من فضا چه روحانیست
دیده ها غرق اشک باران است
لحظه هایم همیشه بارانیست
جای شب زنده داریم امشب
اشک و آه و ترانه ها جاریست
در پی یک فضای تاریکم
در هوایی که پاک و روحانیست
می نشینم به انتظار بهار
در هجوم دلی که طوفانیست
حرف های دلم چه گم شده اند
زیر دردی که عین ویرانیست
می روی جان من صدای تو را
می رساند به دل که زندانیست


ببخشید یه ذره ناجور شد شعره