Tuesday, May 27, 2008

سلام ای کهنه عشق مهربانم

سلام ای کهنه عشق مهربانم
چرا آتش زدی اینک به جانم؟
اگر رفتم امید دیگرم بود
به جا ماندن گناه بدترم بود
چرا غم بر دل زارم نهی باز؟
چرا سر می کنی با ناله آواز؟
تن من خسته بود و ناتوان بود
کجا هم پای تو بودن توان بود؟
دل من داغدار زندگی بود
وفادار قدیم بی کسی بود
دلم تنها ترین تنهای دنیاست
زبانم خسته از غمهای دنیاست
اگر رفتم بدان بیچاره بودم
هم آغوش غمی بی چاره بودم
اگر رفتم تو را تنها نهادم
بدان بر دیگری من دل ندادم
دل من خسته تر از شادیت بود
علیلی ناتوان در شادیت بود
توانایی مهرت را ندارم
بدان من تاب عشقت را ندارم
مرا تنها رها کن جان مریم
برو خود را رها کن جان مریم

4 comments:

Anonymous said...

ننگين

برو اي زن برو اي لكه آلوده به ننگ
برو اي داغ سيه خورده به پيشاني تو

برو از ديده ام اي ديو سيهكار پليد
تا ز خاطر ببرم ننگ هوسراني تو

راست گو آن لب گلرنگ شراب آلودت
با كدامين لب افسون شده در بازي بود؟

نگه گرم گنه زاي سخن پردازت
با نگاه چه كسي گرم سخن سازي بود؟

فاش گو چشم مست گنه آموزت
نگه عشق و تمنا به سرا پاي كه داشت

آن بد انديش بد آموز تبهكار كه بود
كه به فرمان هوس بر لب تو بوسه گذاشت؟

مرمرين پيكر افسونگر جادويي تو
گردن آويز چه كس بود و در آغوش كه بود؟

موي مواج نوازشگر تو تا دم صبح
دور از ديده من ريخته بر دوش كه بود؟

اين تو بودي كه به شبها همه شب تا دم صبح
نقش رخسار تو بر پرده پندارم بود.!؟

اين تو بودي كه به هر لحظه به هنگام سخن
نام تو در همه جا زيور گفتارم بود.!؟

من ندانستم از آغاز كه نيرنگ و فريب
خفته در چشمان بدين زيبايي

بي خبر بودم از اين ننگ كه با بي خبري
ميزدم بوسه به لبهاي زني هر جايي

واي بر من تو هماني كه اميدم بودي؟
تو همان چشم سيه دلبر افسونگر من؟

هر چه كوشم مگر اين حادثه باور نكنم
ميدود ياد خطاهاي تو در باور من

واي اين ياد گنه خيز جنون آلوده
آهنين چنگ فرو برده در انديشه من

ترسم اين ياد روانسوز كه در جان زده چنگ
از سر خشم به تلخي بكند ريشه من

در خيالم چه نشستي به تباهي؟ بر خيز
تا كه جان را ز غم ياد تو آزاد كنم

پنجه اهرمني را ز گلويم بردار
تا به چاهي روم از ننگ تو فرياد كنم....

Anonymous said...

بووووق!!! سلام (-:

Anonymous said...

نادر ابراهیمی هم درگذشت. به جامعه ادبی ایران تسلیت می گم.

setareh said...

che hese ghamgini too in sheret bood...terekidam