Monday, April 28, 2008

مریم

مریمم ناز نکن چونکه خریداری نیست
صحبت از عشق نکن عاشق دلداری نیست
مریمم اشک نریز از سر شب تا دم صبح
که دگر دست محبت به سرت آری نیست
مریم از پیله به در آی دگر وقت بهار
بال بگشای چو پروانه دگر وقتی نیست
مریم از درد منال اینهمه چون قمری شب
که دگر گوش برای غم تو جایی نیست
مریمم گر بتوانی برو از وادی عشق
که در این شهر بلا هیچ غزلخوانی نیست

Sunday, April 27, 2008

گل مریم

منم اون قطره اشکي که زود افتادم ز چشمات
منم اون کفتر نازي که پرونديم از رو ديوار
روي ديوار دل تو لونه ساخته بودم اون روز
لونمو کردي تو ويرون از دلت کردي تو بيرون
منم اون لباس زيبا که شدم کهنه برايت
منم اون ژاکت پشمي که نپوشيدي بهارت
منم اون آينه اي که عکستو بهت نشون داد
زود منو شکستي رفتي تا نبيني تو خودت را
منم اون دسته گلي که پرپرم کردي هزار بار
گل مريمي که روزي منو بو مي کردي صد بار
حالا من يه ذره خاکم زير پاي نازنينت
کفشتو پا مي کني که نکنم يه وقت کثيفت

Monday, April 21, 2008

شاید آن روز که سهراب نوشت

شاید آن روز که سهراب نوشت

تا شقایق هست زندگی باید کرد

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

باید اینگونه نوشت

هر گلی هم باشی

چه شقایق چه گل پیچک و یاس

زندگی اجباریست