Saturday, October 10, 2009
Tuesday, October 6, 2009
Saturday, July 4, 2009
Saturday, June 27, 2009
خوب من غصه نخور اینا بهونه ی دله , بی تو بودن کار من نیست خیلی خیلی مشکله
بیا
زیباترین نسیم
زیباترین ستاره های دشت در کویر
زیباترین ترانه ی شبهای عاشقی
زیباترین بهانه ی چشمان پرامید
در دست های توست
در چشمهای تو
آنرا به من سپار
من چون فرشته ای
هر شب به یاد تو
در آسمان زندگی گل بوسه می نهم
بر چشمهای تو
بر دستهای تو
هر شب برای تو
آری دعا کنم
صد جام اشک را
بعد از نماز چون
رودی روان کنم
آری فرشته ام
اما بدان عزیز
حتی فرشتگان
روزی خطا کنند
بد کرده ام عزیز
اما مرا ببخش
دستان خویش را
بر دست من ببخش
آری بیا که من
با یاد تو هنوز
اینجا نشسته ام
چشم امید بر
راه تو بسته ام
آری بیا عزیز
Wednesday, June 24, 2009
شبها بی اجازه با نامت عشق بازی می کنم
سر در آغوشت می گذارم و عقده های دل می گشایم
نامت را صدا می زنم و بر لبانت٫دستانت و همه ی جسم و جانت بوسه می زنم
آنگاه صدایت در گوشهایم طنین انداز می شود
صدایم می کنی
مریم! عزیزم! مریم جان!
و فریاد می زنم:جان مریم! مریم به فدایت!عزیز دلم!چه می خواهی؟
لبخند می زنی و می گویی:
هیچ عزیزم.می خواستم اسم زیبایت را صدا کنم تا جواب دهب و صدای قشنگت را بشنوم
و این بار
این منم که بارها و بارها نامت را صدا می زنم
لبخند می زنی٫دستی بر سرم می کشی و لبانم را که تشنه ی بوسیدنند؛می بوسی.
مرا در آغوش می کشی و محکم بر سینه می فشاری
آه که چقدر آرامش بخش است
آن هنگام که سر بر شانه ات می گذارم
و تو از سر محبت دست بر سرم می کشی و نوازشم می کنی
و چقدر دوست داشتنی است گرمای صدایت
آن هنگام که صدایم می زنی و اسم من بر لبانت جاری می شود
نامم را دوست دارم
چون بهانه ایست
برای شنیدن صدای زیبایت
پس صدایم کن
Monday, June 15, 2009
Subscribe to:
Posts (Atom)



